عدالت در ایران بوی دار می دهد به قلم سارا جوان

بـازی خَط و تـراوُشات ذهـنم

به قلم : سارا وظیفه شناس جوان

آیدی اشعارم در تلگرام

https://t.me/ghasedak_javann

عدالت در ایران بوی دار می دهد

راه طولانی ، پاهای لگد مالیُ صدای شیهه ی زجر آور جانش
اعترافات پوشالی ، صورتی خون مالیُ تکرر بالا آوردن های کلامی و آنی
چهار دیواری های خسته از حرف های درد آور و تکراری
و کور سوی نورُ سلولی نمورُ خالی از حال و احوالی نه خوب چه برسد عالی
نگاهی ماتُ خیره بر نور زیر درُ لج بازیِ استخوان های ترسیده
و خواب دیدن پر توحش ماموری بی ایمانُ اتاقی تاریک برای بدن مالی
او و ترس و همخوابی معشوقانه ی فردایی بی عدالت
دادخواهیُ چنگ زدن به هر دالان برای فرار از خنده ی زردِ آن مامور بیمارِ رژیم اسلامی
بافتن طناب بعد هر اعتراف اجباری
ندادن حق برای اعتراض و دادخواهی
ترویج توحش و کشتن های مکرر
تکرر ادرار روی هر دهان باز شده از درد
ساخت و پرداخت اتفاقات ساخته و طراحی
کردن یه مشت خاک در دهان هر که به حق کرد اعتراض و حق خواهی
کشیدن جسم بی جان روی سنگ های طوسی راهرو
چکیدن خون و بی حسی بعد هر برف روبی از بدن با پارو
اه
چه میکشد نمیدانی
از کدام درد بنویسم تا بخوانی
سکوت کنم
قلبم شکسته خواهد شد
حرف زنم قلمم قمه خواهد شد
داد زدیم فریادمان نشنیدند
پای تک تک امضاهایمان هیچ کس را نبخشیدند
کشتند و بردند و لاشه نشینی کردند
به نام دین و خدا گوشت ها زنده خوری کردند
تکلیف ما زنده مردگان را نفهمیدند
هر روز خواب جدیدی برایمان دیدند
#حکم_بی_محاکمه_محکوم_است